تبلیغات
 حرفـ ربط ، جاﮮ خط فاصلـ ـ ـ ـ ـﮧ - اندر حکایات کنکوریه ( ! )



حرفـ ربط ، جاﮮ خط فاصلـ ـ ـ ـ ـﮧ

بسم رب الرضا

تازه فهمیدم کنکور هم برا خودش حکایت ها داره ...

می نویسم از سختی هایی بس سخت که هر روز برا نزدیک شدن به هدفمون میکشیم و زیر بار اینهمه درس خوندن کمرمون سهمی شکل شده :

1 . مجبوریم ( مجبوریما ! ) سر کلاسها شاد باشیم و بخندیم و اذیت کنیم تا مبادا انرژی درس خوندنمون تموم بشه و بتونیم تا آخر سال روحیمون رو حفظ کنیم ...!!

2 . هر روز مجبوریم ( مجبوریما ! ) زنگ های تفریح به دلیل بسته بودن دکون مدرسمون کالری بدنمون رو با خر سیر کن شکلاتی و تافی شصت و شیش رنگ و انواع میوه جات و لقمه جات مادران محترم و امثالهم تامین کنیم !! و در این راه همگی برای خوردن آخرین خر سیر کن و تافی قرمز تو سر و کله هم می زنیم و میریزیم سر دونه های آخر ( آخه نه که آخریاش هوشو زیاد میکنه برا همینه ! ... یه موقع فکر نکنین نخورده ایما ) اما چه فایده ... دست آخر خر سیر کن له شده و تافی پودر شده روانه سطل اَشغال میشه ! ( البته جهت جلوگیری از اسراف مجبوریم دیگه همون غیر قابل مصرفشم بخوریم ... جهنم و ضرر !! )

3 . سر کلاس هندسه تحلیلی زیر بار سنگین معادله خط و صفحه در فضا مجبوریم  ( مجبوریما ! )  از دبیر مرد بخوایم خاطرات اذیت کردن دخترا تو دانشگاهشون رو برامون تعریف کنه تا دِماغمون کمی استراحت کنه !! ( دِماغ در ادبیات فارسی = مغز )  و البته جهت اینکه بعدا تو دانشگاه رکب نخوریم ... !!

4 . سر کلاس فیزیک مجبوریم  ( مجبوریما ! )  رو صورت تک دانه طبایی کلاس گل بکشیم و ازش عکس بگیریم و روانه ی وی چت کنیم تا شایعات مربوط به اینکه ما خر خوان هستیم از بین بره و همه بفهمن ما ذاتا با استعدادیم ... !!

5 . سر کلاس گسسته زیر سنگینی نظریه اعداد مجبوریم  ( مجبوریما ! ) گل و چشم و ابرو بکشیم تا تفریحی میان درس باشد جهت فهمیدن حداقل آخر درس ... که البته در مورد نظریه اعداد هر کاری میکنیم جواب نمیده . کلا هنگیم روش ... !!

6 . زنگ های تفریح 5 دقیقه ای رو مجبوریم  ( مجبوریما ! )  خودمون خود جوش ربع ساعت میکنیم تا درس های هر ساعت تو دِماغمون قاطی نشه و همینطور طبقه بندی شده و همچنان تهی باقی بمونه ... !!  ( بده سال کنکور آدم ذهنش بهم بریزه ! )

7 . سر کلاسای دیفرانسیل مجبوریم  ( مجبوریما ! ) فرهیختگی بازی در بیاریم و جهت اثبات موارد مختلف از خلاقیتمون کمک بگیریم تا مبادا دبیر محترم بره کلاس پسرا بگه دخترا هیچی حالیشون نیست ... که در این راه دهن خود معلم هم سرویس و دانلود می شود و آخر پی به هوشمان می برد و تصمیم به معرفی کردنمان به جشنواره خوارزمی می گیرد !!

8 . بعد از مدرسه تو خونه تا ساعت 6 الی 7 عصر بخوابیم تا سلول های عزیز خاکستری از کار زیادشون تو مدرسه استراحتی نا چیز داشته باشن تا خودمون رو برای عملیات شبانه آماده کنیم ...
عملیات شبانه : دیدن یانگوم ساعت 11 از شبکه تماشا جهت آموزش پشتکار و بعد هم جوگیر شدن جهت با دو تا چوب نودلیت خوردن و آخرش هم ضایع شدن وبعد مرور درسهایی که در طول روز خواندیم و تست هایی که زدیم قبل از خواب و البته حل کردن تست هایی که بلد نبودیم در خواب ... !! ( مگه ما چی از قیاس الدین جمشید کاشانی کم داریم ؟؟ !! )

دوست دارم بیشتر از سختی هامون بنویسم تا بعدا که رتبه تک رقمی شدیم همه بدونن که الکی بدست نیومده و حاصل کلی تلاشه !! اما خب دوست ندارم کسایی که این راهو در پیش دارن وحشت زده بشن ...

پ . ن : دعا کنید برامون دور از شوخی اینجور که بوش میاد داریم کم کم آدم میشیم ...
چند تا از لغت های اینتر نشنال تو متن نیاز به ترجمه زیر پیش دانشگاهی داره که فعلا حوصلم نمیشه بگم !! البته تف تو ریا درس دارم دیگه ... 
التماس دعا از همگی 



نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد 1392 ساعت 07:27 بعد از ظهر توسط فائــــــــز☼ نظرات |